کریسمس یا شب یلدا

کریسمس یـا شب یلــدا !

دير زمانی است كه مردمان ايرانی و بسياری از جوامع ديگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در ميان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگيزه‌های متفاوتی دارد. در ايران و سرزمين‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» يا «شب يلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب زمستانی است. به دليل دقت گاهشماری ايرانی و انطباق كامل آن با تقويم طبيعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سي‌ام آذرماه و بامداد يكم دی‌ماه است. جشن شب چله، همچون بسياری از آيين‌های ايرانی، ريشه در رويدادی كيهانی دارد.

 

خورشيد در حركت سالانه خود، در آخر پاييز به پايين‌ترين نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزايش زمان تاريكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان يا انقلاب زمستانی، خورشيد دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتيجه آن افزايش روشنايی روز و كاهش شب است. به عبارت ديگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشيد اندكی پايين‌تر از محل پيشين خود در افق طلوع می‌كند تا در نهايت در آغاز زمستان به پايين‌ترين حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق يا نقطه اعتدالين برسد. از اين روز به بعد، مسير جابجايی‌های طلوع خورشيد معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگرديدن خورشيد بسوی شمال‌شرقی و افزايش طول روز، در انديشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زايش يا تولد ديگرباره خورشيد دانسته می‌شد و آن را گرامی و فرخنده می‌داشتند…

در گذشته، آيين‌هايی در اين هنگام برگزار می‌شده است كه يكی از آنها جشنی شبانه و بيداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشيد تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشيد در پايان پاييز بوده است، و همچنين خوراكی‌های فراوان برای بيداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشيد باشند.

 

بسياری از اديان نيز به شب چله مفهومی دينی دادند. در آيين ميترا (و بعدها با نام كيش مهر)، نخستين روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشيد روز)، روز تولد مهر و نخستين روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقويم ميلادی كه ادامه گاهشماری ميترايی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ ميلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عيسوی، با تفاوت‌هايی، زادروز مسيح را در يكی از روزهای نزديك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنين جشن سال نو و كريسمس را همچون تقويم كهن سيستانی در همين هنگام برگزار می‌كنند. به روايت بيرونی، مبدأ سال شماری تقويم كهن سيستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اينكه نام نخستين ماه سال آنان نيز «كريست» بوده است. منسوب داشتن ميلاد به ميلاد مسيح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پيش از آن، آن گونه كه ابوريحان بيرونی در آثارالباقيه نقل كرده است، منظور از ميلاد، ميلاد مهر يا خورشيد است. نام گذاری نخستين ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای ميترايی سرچشمه می‌گيرد.

 

نخستين روز زمستان در نزد خرم دينانی كه پيرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ايران بوده‌اند سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» ياد می‌كرده و آيين‌هايی ويژه داشته‌اند. اين مراسم و نيز سال شماری آغاز زمستانی هنوز در ميان برخی اقوام ديده می‌شود كه نمونه آن تقويم محلی پامير و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجيكستان) است. همچنين در تقويم كهن ارمنيان نيز از نخستين ماه سال نو با نام «ناواسارد» ياد شده است كه با واژه اوستايی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پيوند است.

 

هر چند برگزاری مراسم شب چله و ميلاد خورشيد در سنت دينی زرتشتيان پذيرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخيراً آنان نيز می‌كوشند تا اين مراسم را همچون ديگر ايرانيان برگزار كنند. متأسفانه در گاهشماری نوظهوری كه برخی زرتشتيان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاريخی در ايران نيست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقويم طبيعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقيق ايرانی و نه با گفتار ابوريحان بيرونی كه از شب چله با نام «عيد نود روز» ياد می‌كند. از آن رو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

 

امروزه می‌توان تولد خورشيد را آن گونه كه پيشينيان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهايی برای سنجش رسيدن خورشيد به مواضع سالانه و استخراج تقويم ساخته می‌شده كه يكی از مهمترين آنها چارتاقی نياسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در اين زمينه در ايران است. پژوهش‌های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ايران)، نشان می‌دهد كه اين بنا به گونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسيدن خورشيد به برخی از مواضع سالانه و نيز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو ميترايی را با دقت تماشا و تشخيص داد. چارتاقی نياسر بنايی است كه تولد خورشيد بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن ديده می‌شود. اين ويژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نيشابور به تربت حيدريه و در نزديكی روستای رباط سفيد، نيز دارا است كه البته فعلاً ديواری نو ساخته و الحاقی مانع از ديدار پرتوهای خورشيد می‌شود.

 

موضوعات مرتبط

Top