مستند بعد از خمینی (ره)

موضوعی که مستند “بعد از خمینی” در قسمت ششم خود به آن پرداخته است و ریشه های این اختلاف را برای ما به تصویر می کشد، همزمانی اکران این مستند با حوادث پیش آمده بهانه خوبی است برای مروری مجدد بر این اختلاف ها۲.

در زمان حیات حضرت امام تمام جناح های اسلام گرا پیرو یک خط بودند و آن هم خط امام و انقلاب بود اما در اواخر عمر ایشان با پیش آمدن اختلاف سلیقه هایی این خط به پاره خط های چپ و راست تقسیم شد که می توان مهمترین دلایل این جدایی را وجود اختلاف نظرهایی بین اعضای جامعه روحانیت دانست که سرانجام منجر به انفکاک برخی از روحانیون از این جمع و تشکیل مجمع روحانیون مبارز شد،این مجمع اصلی ترین نهاد چپ در جمهوری اسلامی شمرده می شد که افرادی چون موسوی خوئینی ها، محتشمی پور، خلخالی و هادی غفاری از اصلی ترین اعضای آن به حساب می آمدند و این افراد به همراه روحانیون دیگری چون ابطحی و مجید انصاری در شکل گیری آن نقشی اساسی داشتند.

در کنار انشقاق در جامعه روحانیت و تشکیل مجمع روحانیون مبارز اختلاف هایی در حزب جمهوری به وجود آمده بود که بخشی از آنها اختلاف بین هاشمی و موسوی خوئینی ها مبنی بر ادامه فعالیت حزب بود.

استیضاح وزرای هاشمی مانند فاضل، وزیر بهداشت دولت اول سازندگی، توسط مجلس سوم که قاطبه آن را چپی ها تشکیل می دادند و فشار های این مجلس به دولت از جمله مواضع دیگر اختلاف هاشمی با چپی ها بود.

اما امروز، منتقدین جناح چپ به سخنان اخیر هاشمی و حمایت های او از سید حسن خمینی، قائلند که هاشمی می خواهد از اتفاقاتی چون عدم احراز صلاحیت سید حسن خمینی در جهت اهداف و منافع خود استفاده کند و بیت امام و حسن خمینی وسیله ای برای نیل به آن اهداف است۱.

همچنین برخی گمانه زنی ها حاکی از آن است که عدم حضور سید حسن خمینی در روند تایید صلاحیت های شورای نگهبان برای شرکت در انتخابات نه به دلیل بی اطلاعی از آزمون خبرگان بلکه حاصل دعوایی است درون قبیله ای .

در هر حال امروز این انتقاد ها نشان می دهد که آن اختلاف ها هنوز هم حل نشده و باقی است حتی اگر هاشمی بخواهد نقش پدر معنوی را برای این جناح بازی کند چرا که جریان چپ عامل ضعیف شدن خود و تقلیل قدرت سیاسی را در روزهای ریاست جمهوری هاشمی فراموش نکرده است و همچنین هاشمی موانعی را که چپی ها بر سر راهش گذاشتند از دفتر خاطرات خود پاک نکرده و شاید بتوان گفت که اگر توافقی در برهه های زمانی بین این تفکر ها بوده مصداق استفاده ابزاری از هم دیگر است برای عبور از تنگ راه های سیاسی مختلف.

اما شاید این بار جناح چپ دیگر از هاشمی حمایت نکند و او حمایت آنان را از دست بدهد چراکه این حمایت ها نه یک همگرایی بین تفکر سیاسی این دو جناح؛ یعنی چپی ها و کارگزارانی ها، بلکه یک همگرایی در بین منافع و اهداف مشترک بوده است.

سوال این است که اگر هاشمی حمایت چپی ها را از دست بدهد در عرصه سیاست تنها می ماند؟ و این در حالی است که او امروز به دلیل رفتار و عملکرد خود در سال های فتنه هشتاد و هشت و مواضع مختلف خود در سالهای اخیر دیگر جایگاهی در میان جناح راست و اصولگرا ندارد.

و یا اینکه او با وجود دولتی چون دولت تدبیر و امید و سیاست های بسیار مشابه و گاهاً یکسان این دولت با دولت سازندگی بار دیگر در عرصه سیاست باقی می ماند.

 

موضوعات مرتبط

Top