ماجرای زندگی یک مسافر هندی در ایران

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری شبستان، برنامه ماه عسل در شانزدهمین روز از ماه مبارک رمضان با اجرای احسان علیخانی بر روی آنتن رفت.

 

میهمان بخش اول برنامه ماه عسل، محمد حیدری است، فردی هندی که خود را ایرانی می داند و با خانواده خود به برنامه ماه عسل دعوت شده است.

 

محمد حیدری که نام هندی او آمریک سن است در دوران جوانی به عنوان یک توریسم به کشورهای مختلف همانند آلمان، هلند، لبنان و ترکیه سفر می کرده است. سال 57 که برای تفریح به ترکیه سفر کرده بود تمام پول هایش را خرج و دیگر پولی به اندازه یک بلیت برای بازگشت به هند نداشت به سراغ یکی از دوستانش که در ایران زندگی می کرد، می آید. دوستش می داند که او تراشکاری بلد است و به حیدری پیشنهاد می دهد تا در یکی از تراشکاری های رفسنجان یک ماه کار کند تا بتواند به هندوستان بازگردد. آقای بهشتی صاحب کار این مرد هندی شد و پسر او که کمی به زبان انگلیسی تسلط داشت برای این مرد هندی خانه پیدا کرد و او آنجا ماند.

 

یک روز این مرد هندی تصمیم می گیرد به کتابخانه رفسنجان برود که با چند جلد کتاب درباره امام حسین (ع) و حضرت زهرا (س) که به زبان انگلیسی نوشته شده بود، آشنا می شود و کتاب ها را به مدت سه روز می خواند، به دوستانش می گوید می خواهد مسلمان شود و همین خبر در شهر می پیچد. او را به مسجد جامع می برند و در حضور مردم و شیخ عباس پورمحمدی مسلمان می شود و نام او را محمد حیدری انتخاب می کنند. او دیگر به هند باز نمی گردد چرا که خانواده اش اگر متوجه می شدند مسلمان شده است او را می کشتند.

 

خانه اجاره ای که زندگی می کرد خانه عموی همسرش بود و او اینگونه با همسر خود آشنا شد و چندین نفر را واسطه کرد تا دختر مورد علاقه اش را خواستگاری کند اما پدر و دختر پاسخ شان منفی بود چرا که هیچ شناختی از این مرد هندی نداشتند اما پس از یک سال و نیم پدر و دختر راضی می شوند و پاسخ مثبت می دهند.

 

محمد حیدری که 3 دختر و 3 پسر دارد در 8 سال دفاع مقدس نیز حضور داشته است و پیام امام خمینی را که فرموده اند هر مسلمانی باید به جبهه برود را لبیک گفته است. او به دلیل اینکه یک همسر ایرانی و مسلمان گرفته وظیفه خود می دانسته تا به جبهه برود و 7 مرتبه به جبهه می رود با وجود اینکه مجروح می شود باز هم به جبهه های نبرد پا می گذارد.

 

هنگامی که او در عملیات خیبر مجروح می شود پسرش به دنیا می آید و فرمانده او سردار قاسم سلیمانی است. برای خیلی از رزمنده ها این سوال پیش می آید که چرا او به جنگ آمده، مگر دیوانه شده است اما او پاسخ می دهد بله، دیوانه شده ام. او از همه چیز زندگی خود گذشته و به جبهه های نبرد آمده و بارها نیز به دلیل لهجه و رنگ پوستش دستگیر و اسیر شده است و هنگامی که کارت و گذرنامه را نشان می داد، آزاد می شد.

 

میهمان بخش دوم برنامه ماه عسل، عباس اسماعیلی، همرزم محمد حیدری است. او که بر روی ویلچر نوشته است از خاطرات محمد حیدری می گوید که حیدری همیشه حسرت این را داشت که بتواند قرآن بخواند و اسماعیلی برای او می خواند و حیدری گوش می کرد.

 

اسماعیلی از یک حسرت دیگر حیدری صحبت کرد که او عاشق زیارت امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) است اما به دلیل اینکه کارت ملی ندارد نمی تواند سفر کند. او می گوید هویت حیدری کاملا ایرانی است و او خود را در جبهه های جنگ به ما اثبات کرده است اما با این وجود هنوز کارت ملی ندارد.

 

حیدری عاشق حضرت عباس است و معتقد است تمام مسلمانان دنیا او را دوست دارند. آقای حیدری به دلیل زخم هایی در جنگ که بر روی تن آن مانده است به مرور کلیه هایش را از دست می دهد و در نهایت پسرش علی یکی از کلیه هایش را با وجود مخالفت پدر به او اهدا می کند.

Top