«رازی» در سرگذشت پزشکی ایران باستان

 

«رازی» در سرگذشت پزشکی ایران باستان

نگاهی به کتاب «سرگذشت پزشکی در ایران»

پسندیدم
تعداد بازديد : 933

سرگذشت پزشکی در ایران کتابی درباره فرهنگ و تمدن ایرانی است که در فصلی جداگانه به زندگی «محمد بن زکریای رازی» نیز می پردازد.

مهدی خسروی – بخش کتاب و کتابخوانی تبیان
 
«رازی» در سرگذشت پزشکی ایران باستان

پزشکی در ایران، از تمدن هخامنشی آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. این موضوع برای نسل جوان جالب است و نشر افق برای آشنایی این مخاطبان با تاریخ طولانی پزشکی در ایران، در سال گذشته کتاب «سرگذشت پزشکی در ایران» را با قلم «یاسر مالی» و «احسان رضایی»، جزو مجموعه «فرهنگ و تمدن ایرانی» (نهمین اثر این مجموعه) خود با شمارگان 1500 نسخه منتشر کرد.

نثر این کتاب، روان و ساده است و تمام اصطلاحات پزشکی نیز توضیح داده شده و شامل تصاویری گویاست. این ویژگی ها موجب شد تا مخاطبان از این مجموعه به خوبی استقبال کنند به طوری که چاپ دوم آن نیز امسال به بازار نشر آمد. این استقبال بهانه ای شد تا نیم نگاهی به این کتاب و نویسندگانش بیندازیم.

«سرگذشت پزشکی در ایران» دوازده فصل دارد که اشاره به آن ها شما را برای خواندن کتاب علاقه مند  می کند: 1. پیشگامان پزشکی ایران؛ 2. پزشکی زرتشتی؛ 3. ظهور جندی شاپور؛ 4. ورود اسلام؛ 5. عصر ترجمه؛ 6. عصر تألیف، 7. رازی و ابن سینا؛ 8. پایان یک عصر طلایی؛ 9. حمله مغول؛ 10. پزشکی صفوی؛ 11. ورود طب جدید؛ 12. پزشکی معاصر.

آغازگر این دوازده فصل، داستان کوتاهی درباره مباحث مرتبط با آن است. مثلاً اولین داستان، ماجرای جراحی مغز دختری سیزده ساله است که در 4850 سال پیش در شهر سوخته ی ایران (در ساحل رود هیرمند در سیستان و بلوچستان) انجام گرفته است. علت بیماری، تجمع آب در مغز است که با ایجاد سوراخی مثلثی در جمجمه، آب جمع شده در اطراف مغز دختر نوجوان خارج می گردد:

«دخترک جام دارو را سركشید. احساس كرد سرش گیج می رود. او را روی حصیر كف زمین خواباندند. نمی دانست سرگیجه اش به خاطر این مایع گرم و غلیظ است یا بخورهای غلیظی كه فضای اتاق را پر می کردند. شاید دوباره حمله های سرگیجه سراغش آمده بود؛ تهوع و سردردی كه هفته ها بود دست از سرش برنمی داشت و باعث شده بود نتواند بیشتر از چند قدم راه برود».

در فصل دوازدهم، موزه تاریخ علوم پزشکی ایران معرفی و به اشیاء موجود در آن از جمله همین جمجمه جراحی شده اشاره می شود.

احسان رضایی، یکی از دو نویسنده کتاب «سرگذشت پزشکی ایران»، در مراسم رونمایی کتاب، به همین موضوع جراحی مغز اشاره می کند و می گوید: «کتاب در ابتدا با قدیمی ترین جراحی بر روی سر در دنیا آغاز می شود که پس از این جراحی شخص بیمار تا یک سال به زندگی خود ادامه داده بود ولی مصری ها ادعای اولین جراحی سر را دارند که کتاب این مورد را ذکر کرده و آن را نقض می کند».
رضایی درباره هدف از انتشار این کتاب گفت: «هدف از نگارش این کتاب این است که تصورات غلط نوجوان و جوانان را نسبت به گذشته اصلاح کند و هدف آن ها شناسایی مفاخر و پزشکان پیشین است».

نثر این کتاب، روان و ساده است و تمام اصطلاحات پزشکی نیز توضیح داده شده و شامل تصاویری گویاست. این ویژگی ها موجب شد تا مخاطبان از این مجموعه به خوبی استقبال کنند به طوری که چاپ دوم آن نیز امسال به بازار نشر آمد.

احسان رضایی، متولد 1356 تهران، روزنامه نگار و مترجم است. در کارنامه کاری وی، مدیرمسئولی، سردبیری، ویراستاری و نویسندگی در برخی نشریات و برنامه های رادیویی و نیز داوری مسابقات وجود دارد؛ مانند: هفته نامه «پزشکی نوین»؛ ماهنامه «جامعه پزشکی»؛ هفته نامه «همشهری جوان»؛ برنامه «باشگاه تعطیلات» رادیو جوان.

یاسر مالی، نویسنده دیگر کتاب، درباره این کتاب می گوید: «این کتاب در مجموعه فرهنگ و تمدن ایران و در قالب کتاب های ساده و خوش خوان حتی برای نوجوانان تا گروه سنی بزرگ سال طراحی شده است. این کتاب سرگذشت پزشکی در ایران را با زبان ساده و قابل فهم برای عموم بیان می کند. ما در این کتاب قصه پزشکی در ایران را از زمان شهر سوخته و قبل از آمدن آریایی ها به ایران و به تدریج تشکیل سلسله ها تا تمام دستاورد های امروز را به نگارش در آورده ایم».

یاسر مالی، متولد 1358 سبزوار، متخصص اطفال، مترجم و ویراستار کتاب های پزشکی است. همچنین سردبیری مجلات «نظام پزشکی»، «پیک تندرستی» و «همشهری خانواده» را بر عهده داشته است. وی مولف کتاب «برگزیده  ی شعر نشریات دانشجویی» است که رتبه ی اول طنز و شعر جشنواره نشریات دانشجویی کشور را به دست آورده. مالی، مترجم کتاب «مغز» اثر مایکل اوشی، و نویسنده مشترک کتاب «زندگی با دیابت» است. همچنین داستان هایی را در مجله «داستان همشهری» منتشر کرده است.

در ادامه نمونه هایی از متن کتاب را می خوانیم:

زکریای رازی:
رازی در جوانی نوازنده و آوازخوان بود (بعدها دایرة المعارفی هم در موسیقی نوشت) ولی ناگهان فکر کرد که این کار بی فایده است و به صرافی یا زرگری پرداخت. بعد به این فکر افتاد که به جای خرید و فروش طلا، خودش طلا تولید کند … .
به گفته مورخان رازی در میان سالی (بین سی تا چهل سالگی) آموختن طبابت را آغاز کرد و فقط هم حدود شصت سال زندگی کرد که در اواخر آن کاملاً نابینا بود. این شگفت آور است که کسی طی حدود بیست سال، علم پزشکی را از صفر تا صد (و بلکه خیلی بیشتر از آن!) طی کند و بتواند این حجم عظیم تجربیات، ابداعات و تألیفات را داشته باشد. به اضافه این که در کنارش، به طور مفصل به علوم دیگر هم از فلسفه و اخلاق گرفته تا موسیقی و ریاضیات و شیمی پرداخته باشد (شهرت رازی در شیمی از جمله برای کشف الکل خیلی بیشتر از پزشکی است).

در مقام مقایسه، ابن سینا از پنج سالگی انواع معلم های خصوصی را داشت، پزشکی را از شانزده سالگی شروع کرده بود، هیچ وقت نیاز مالی نداشت، هرگز وقتش را صرف آوازخوانی یا دکان داری یا کیمیاگری نکرده بود، از نعمت بینایی کامل برخوردار بود و به علاوه، شاگردانی داشت که کتاب هایش را برایش می نوشتند و تنظیم می کردند.


رفاه پزشکان:

در ایران پیش از اسلام، به آسایش و رفاه پزشکان توجه زیادی داشتند. علاوه بر وعده پاداش در بهشت، در «دینکرد» آمده که درآمد یک طبیب باید طوری باشد که بتواند در محله معروف شهر و در خانه ای مناسب با اسباب و اثاثیه لازم زندگی کند. طبیب باید خوراک سالم، پوشاک کافی و یک اسب تندرو داشته باشد تا بتواند از بیمارانی که دور از او زندگی می کنند، عیادت کند… .
مزد اطبای ایرانی نه به طبیب یا نوع درمان، که به جایگاه و درآمد بیمار بستگی داشت: حاکم ایالت چهار رأس گاو نر، حاکم شهر یک شتر نر خوب، کدخدا یک نریان و مالکین بزرگ یک الاغ را به عنوان حق العلاج به پزشک می دادند. حق العلاج زنان، جنس ماده و حق العلاج کودکان، بچه هر یک از این حیوانات بود. حق العلاج مستخدمان کمی بیشتر از کودک ارباب محاسبه می شد. روحانیان پول نمی دادند و فقط پزشک را دعا می کردند. مزد دام پزشک هم دقیقاً مشخص بود.

 

تنباکو و قلیان:
تنباکو را پرتغالی ها به هند و ایران آوردند. جالب آن که در هند، پزشک ایرانی به نام ابوالفتح گیلانی برای تصفیه و خنک کردن دود تنباکو، آن را از ظرف آبی عبور داد و به این ترتیب قلیان را اختراع کرد. جالب تر آن که اولین پزشک تاریخ که به مضر بودن دود تنباکو اشاره کرده، یک پزشک ایرانی دیگر در همین عصر به نام کمال الدین است که نوشته: «فقط خدا می داند که چرا تنباکو از ملزومات حیاتی مردم گردیده و چرا مردم سراسر جهان دود مسموم آن را وارد بدن خود می سازند؟» این در حالی است که کشف زیان آوری سیگار در غرب فقط حدود پنجاه سال قدمت دارد.


موضوعات مرتبط

1 دیدگاه;

Top