نفاق بی بی سی ادامه دارد:روزنامه‌های تهران، تبلیغات منفی و گزارش‌های جهت‌دار

روزنامه‌های امروز صبح تهران یکشنبه دوم اسفند در دومین روز از زمان تعیین شده برای تبلیغات انتخاباتی همچنان از انتخابات نوشته و آگهی های پرشمار نامزدهای انتخابات را در صفحات اول خود چاپ کرده و در مقالاتی به تشریح اهمیت انتخابات پرداخته اند. رسانه های هر دو جناح سیاسی از هواداران این جناح ها خواسته اند به تمام فهرست آن ها رای بدهند

روزنامه‌های امروز صبح تهران یکشنبه دوم اسفند در دومین روز از زمان تعیین شده برای تبلیغات انتخاباتی همچنان از انتخابات نوشته و آگهی های پرشمار نامزدهای انتخابات را در صفحات اول خود چاپ کرده و در مقالاتی به تشریح اهمیت انتخابات پرداخته اند. رسانه های هر دو جناح سیاسی از هواداران این جناح ها خواسته اند به تمام فهرست آن ها رای بدهند.

روزنامه های اصولگرا همچنان در ادامه اشاره رهبر جمهوری اسلامی از بی بی سی و دیگر رسانه های غرب به عنوان رسانه هایی یاد می کنند که قصد مهندسی انتخابات هفته آینده را دارند.

به جز روزنامه های زیر نظر ولایت فقیه و سپاه پاسداران، سایر نشریاتی که از بودجه عمومی بهره ای دارند و از تبلیغات له و علیه نامزدها برحذر داشته شده اند، این منع را رعایت کرده و به مباحث کلی درباره انتخابات می پردازند. در عین حال مقالاتی در روزنامه های میانه رو دیده می شود که گزارش می دهد صدا و سیما از بی طرفی خارج شده و در هر فرصت، به شکل های مختلف، به میانه روها و اصلاح طلبان می تازند.

اهمیت صندوق رای

مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت با اشاره به شرایطی که جهان هزاره سومی را با کابوس جنگ و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی روبرو کرده، به ویژه آن چه در خاورمیانه و به طور خاص در سوریه می‌گذرد نوشته:هنوز هم توسل به صندوق رای برای استحکام یا جابه‌جایی قدرت به عنوان ابزاری کم‌هزینه شناخته می‌شود تا جایی که حتی پس از پنج سال جنگ در سوریه، هنگامی که سخن از راه‌حل سیاسی به میان می‌آید، حامیان دمشق برگزاری انتخابات و اهلیت و وجاهت رای مردم این کشور را پیش می‌کشند. انتخابات به عنوان ابزاری برای مشروعیت بخشی به قدرت، تا جایی مقبول افتاده که اینک کشوری در جهان پیدا نمی‌شود که به دنبال چنین راه‌حلی نباشد.

از آفریقا و آمریکای لاتین تا آسیا و آمریکا و اروپا، به هر کشوری که سر بزنیم، می‌بینیم که برای به پای صندوق آوردن مردم و به تبع آن کسب مشروعیت قانونی برای حکومت‌مداری به شکل‌های متفاوت تلاش می‌کنند. در یک کلام در تمام شکل‌های مختلف حکومتی از پارلمانی و مشروطه سلطنتی تا انواع و اقسام جمهوری، انتخابات، جایگاه بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای دارد.

استقبال مردم از انتخابات پس از انقلاب اسلامی همواره بالای ۵۰ درصد بوده که در قیاس با چارچوب‌های جهانی، رقم مطلوبی به حساب می‌آید که تکرار آن به ویژه برای اصلاح‌طلبان در هفتم اسفند ۹۴ می‌تواند سرنوشت‌‌ساز باشد.

انتخابات هفتم اسفند ۹۴، اگرچه به خاطر دوگانگی‌اش از اهمیت حداکثری برخوردار است اما مانند تقریبا تمام ادوار گذشته، بر محور حزب‌گرایی نمی‌چرخد، بلکه با توجه به نام و نشان چهره‌های شناخته‌شده دو طرف اصلی، اصولگرا و اصلاح‌طلب به عبارت دیگر در قالب «جناح‌بندی» اصلی سیاسی- اقتصادی شکل می‌گیرد.

مبارزه منفی در انتخابات

مهدی مالمیر در مقاله‌ای در شهروند نوشته: قابل درک است که چند روز مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان، در کوچه و خیابان و رسانه‌های مجازی و دیداری و شنیداری، بحث شرکت یا عدم شرکت در انتخابات داغ باشد. این ماجرا البته نکته تازه‌ای در خود ندارد و در این سال‌های اخیر در حول و حوش انتخابات این بحث همانند سریال‌های تکراری رسانه‌های ملی، چند صباحی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مجازی را گرم نگه می‌دارد.

به نوشته این روزنامه‌نگار: صرفنظر از توجیهات موافقان و مخالفان شرکت در انتخابات، نکته قابل تامل در بحث‌های انتخاباتی باز هم «مبارزه منفی» گروه‌ها و جریانات سیاسی است که فضای انتخابات را از حالت یک سُرورِ ملی به فضایی غیردوستانه بدل می‌کند. در علوم سیاسی به روش تبلیغی که به جای روشن ساختن توانایی‌ها و آشکار ساختن برنامه‌ها، تنها به بزرگنمایی نقاط ضعف رقیب و مبالغه در نکات تاریک کاراکتر حریف تکیه دارد، مبارزه منفی می‌گویند. جمله معروفی که برخی فعالان سیاسی در نزدیکی‌های انتخابات می‌گویند: «اگر ما نیاییم، آنها می‌آیند که فلان می‌کنند و بهمان می‌شود»، ناظر به تکنیک مبارزه منفی است.

شهروند در نهایت نوشته: شاید کمترین نتیجه رونق مبارزه منفی در مبارزات انتخاباتی، قوت گرفتن فضای ترس و نگرانی در میدان سیاست باشد. در چنین حال و هوایی، رأیی که برخی شرکت‌کنندگان درون صندوق‌ها می‌ریزند نه از روی مطالعه و وارسیدن نظرات کاندیدا‌ها که بر پایه وحشت از یک گروه سیاسی شکل می‌بندد که تکیه زدنشان بر کرسی‌های قدرت سبب می‌شود که به تعبیر شاعر: «زیر جهان زبَر شود».

فهرست حامیان رییس‌جمهور

Image copyright Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

کیهان در دومین روز از زمان تبلیغاتی که این روزنامه هم همراه دیگر روزنامه های متصل به بیت المال از تبلیغات له و علیه جناح های سیاسی منع شده اند در سرمقاله خود به شدت به رییس جمهور روحانی به خاطر حمایت میانه روها توسط وی تاخته و نوشته: افزون بر رئیس‌جمهور، مرور فهرست حامیان رئیس‌جمهور هم نکات جالبی را نشان می‌دهد. به‌عنوان نمونه، در میان فهرست حامیان دولت و اصلاح‌طلبان، حتی نام یک اقتصاد‌دان هم دیده نمی‌شود! در عوض شب و روزی نیست که آنها از رفع حصر و بازگرداندن آزادی به جامعه سخن نگویند.

این روزنامه تندرو که حصر و آزادی را با علامت استفهام همراه کرده نوشته: موضوعی که در اینجا ذهن را درگیر می‌کند این است که دولت و حامیان او، اساسا اعتقادی به مشکلات مردم هم دارند یا نه همه مشکل کشور را در حصر و کف و سوت در میتینگ انتخاباتی خلاصه کرده‌اند؟ اگر اولی است و باور به مشکلات اقتصادی دارند، پس چرا هیچ زمزمه‌ای برای رفع آنها دیده و شنیده نمی‌شود و اگر دومی است چرا رسما اعلام نمی‌کنند که از نظر آنها مردم مشکلی ندارند و آنها رسما می‌آیند تا ماموریت دیگری انجام دهند؟

کیهان نوشته: در نتیجه حامیان لیست انتخاباتی دولت امید محرومان برای صاحبخانه شدن ناامید شده، ولی نامزدهای انتخاباتی ناراحت نیستند. از اینکه یک جوان برای گرفتن چند میلیون تومان ناقابل برای ازدواج‌، بیش از سه سال باید در نوبت باشد و در همان زمان سرنوشت حدود ۱۰۹ هزار میلیارد تومان سپرده قرض‌الحسنه مردم معلوم نیست، ابدا نگران نیستند. از اینکه بیش از ۱۷۰۰ تن سیب‌زمینی که دسترنج کشاورزان بیچاره بود، به بهانه تنظیم بازار معدوم و امحا شد و کسی حاضر نشد تدبیری ابتدایی برای آن بکند، ناراحت نیستند. برای آنها تنها رای آوردن مهم است‌، حتی به قیمت نابودی اقتصاد ملی.

لیست سازی اصلاح‌طلب‌ها

آیدین سیار سریع در صفحه طنز بی‌قانون از خواب دیشب خود پرده برداری کرده که: یک سری از سیاستگذاران اصلاح طلب نشسته بودن پشت یک میز و گزینش می‌کردن. یه کاندیدا در زد و اومد تو اتاق. ازش پرسیدن شما اصلاح‌طلب شاخص هستی؟ کاندیدا گفت نه، اصلا به قیافه من میاد؟ پرسیدن: پس اصلاح طلب غیرشاخص هستی! تا الان کجا بودی؟ طرف گفت: نه بابا من اصلا اصلاح طلب نیستم. گفتن: پس برای چی میخوای بیای تو لیست ما؟ گفت: کلا نمایندگی مجلس رو دوست دارم! از بچگی آرزوم بوده.

به نوشته این طنزنویس: اصلاح طلب‌ها گفتن: خب ببین چون الان ما در شرایطی نیستیم که بخواهیم به ایده آل‌ها فکر کنیم می‌تونیم اصولگراهای معقول رو هم تو لیست‌مون بیاریم. شما ایشالا اصولگرای معقولید دیگه؟ کاندیدا شونه بالا انداخت و گفت: نه والا. پرسیدن: کدوم قسمتش نه والا؟ اصولگرا یا معقول؟ گفت: اصولگرا که نیستم. از عنصر عقل هم کاملا بی بهره ام. اصلاح طلب‌ها که درمانده شده بودن و گویا کاندیدای مناسب دیگه‌ای هم تو اون شهر وجود نداشته گفتن: پس باید یه قولی بدی! کاندیدا گفته: چه قولی؟ گفتن: ببین تو اصلا حرف نزن! برو مجلس، بشین یه گوشه برای خودت کلش آو کلنز بازی کن و به پو غذا بده. بذار بقیه کارشون رو بکنن.

در ادامه نوشته طنز بی قانون آمده: کاندیداهه هم گفته: من که نفهمیدم چی گفتین ولی باشه. اصلاح طلب‌ها هم بنده خدا رو گذاشتن تو لیست‌شون. البته این فقط یه خواب بود. خواب طنزنویس هم چرت و پرته. البته ان‌شاءا…!

دخالت انگلیسی‌ها و لزوم عتاب ایرانی

رسالت مانند دیگر روزنامه های اصولگرا و تندرو سرمقاله خود را به اشاره آیت الله خامنه ای اختصاص داده به دخالت رسانه های خارجی در جریان انتخابات ایران از طریق تشویق آن ها به رای دادن به گروهی و رای ندادن به دیگر گروه.

عبدالله متوسلیان در این مقاله همان مضمونی را تکرار کرده که در روزهای گذشته کیهان و جوان بدان پرداخته بودند و نوشته:

اگر در ادوار انتخاباتی پیشین ، جریان رسانه ای غرب بر طبل عدم شرکت در انتخابات ایران می کوبیدند ، در انتخابات پیش رو با تمام موجودیت تبلیغاتی خود به حمایت تام و تمام از دو لبه این قیچی وارد میدان شده و مردم ایران را به رأی دادن به برخی لیست ها و پرهیز از رأی دادن به برخی چهره های حامی ولایت فقیه ترغیب و تشویق می کنند. به همین دلیل این جریان مورد حمایت بوق های خارجی به ویژه بی بی سی قرار گرفته است.

Image copyright Siasat Rooz
Image caption طرح روزنامه سیاست روز

نویسنده سرمقاله رسالت نتیجه گرفته: تنها راه خراب کردن بازی شیطان بزرگ و مسدود کردن راه نفوذ دشمن این است که به فرمایش مولایمان حضرت امام خامنه ای به کسانی رأی بدهیم که : دلشان با آمریکا و غرب نباشد. توسط شبکه رسانه ای غرب مورد حمایت قرار نگرفته باشند. به فکر حل مشکلات معیشتی مردم و اقتصاد مقاومتی باشند. دارای تفکر انقلابی بوده و سینه خود را در برابر غرب و شیطان بزرگ سپر کرده باشند. خودشان را سپر بلای مشکلات کشور قرار بدهند. کشور را به دشمن نفروشند. فانی در خدمات ، مصالح و منافع عمومی مردم باشد. مصالح کشور را برای رو دربایستی با این و آن زیر پا نگذارند. به دنبال اشرافی گری نبوده و خوی اشرافی گری هم نداشته باشند. منافع ملی را بر منافع حزبی و جناحی ترجیح بدهند.

کیهان در یادداشت روز خود به یاد آورده که ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ روز سرنگونی دولتی است که نفت را با کمک مجلس و آیت‌الله کاشانی و زیر صفیر گلوله نواب صفوی و یاران پاکبازش، ملی کرده بود. انگلیس و آمریکا در یک طرح اهریمنی و با بکارگیری اراذل و اوباش خیابانی و زنان بدکار، دولت مصدق را سرنگون کردند. اما چگونه؟ آنها پس از سازماندهی عوامل خود در درون کشور، منتظر فرصت مناسب ماندند و آنگاه «اسم رمز عملیات »را از «بی‌بی‌سی» خواندند.

به نوشته این روزنامه تندرو: امروز اگر نظر هر ایرانی وطن‌دوست را با هر گرایش سیاسی و عقیدتی، حتی با نگاه مخالف انقلاب، درباره انگلیس و رسانه آن یعنی بی‌بی‌سی بپرسید، بی‌تردید جز نفرت و کینه و خشم، پاسخی نخواهید شنید. نام آنها مترادف با خیانت، حقه‌بازی، دورویی و نیرنگ است و این از ذهن مردم زدودنی نیست و اصلا در بین مردم، «انگلیسی بودن» صفتی زشت و نامی ننگین به شمار می‌رود.

یادداشت روز کیهان برای چندمین بار در چند روز اخیر نوشته: به نظر می‌رسد آنها امروز هم همان روش را در پیش گرفته‌اند. از مدت‌ها قبل روی برخی از جریانات سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا نسل جدید نوکران را تربیت کرده باشند و حالا چون به نظرشان می‌رسد که وقت مناسب کودتا است، اسم رمز را از بلندگوی رسانه‌ای روباه پیر می‌خوانند و رسما الگوی رای دادن و رای ندادن برای مردم ترسیم می‌کنند. آنها فکر می‌کنند میلیونها ایرانی، گوششان را به صدای شوم آنها داده‌اند و منتظر فرمان از اتاق کودتای لندن هستند. حال آنکه بیداری مردم، سالهاست خواب آنها را آشفته کرده است.

جوان در مقاله ای به قلم محمد اسماعیلی با عنوان «دخالت انگلیسی که عتاب ایرانی می طلبد» نوشته:تلاش انگلیسی‌ها برای خط دهی به افکار عمومی در حالی است که حامیان امروز این کشور در انتخابات هنوز هیچ واکنشی در قبال این حمایت‌های همه جانبه اتخاذ نکرده‌اند و سکوت را ترجیح داده‌اند، آن هم در شرایطی که جامعه منتظر پاسخ قاطع و روشن حامیان امروز انگلیسی‌ها مانده‌اند.

به نوشته این مقاله هر چند که رئیس جمهور به صورت تلویحی به دخالت‌های این رسانه انگلیسی پاسخ داد و یا دکترعارف در این باره مطالبی را عنوان کرد، اما به‌راستی پاسخ به این «سطح» و «میزان» از دخالت‌ها و برخوردهای رادیکالی انگلیسی‌ها با کشورمان جملات کلی و مبهم می‌باشد؟ آیا بهتر نیست افرادی با سابقه و انقلابی به صورت صریح و روشن از حمایت‌های انگلیسی‌ها اعلام برائت و دامان خود را از آن بری کنند؟ پسندیده‌تر نیست که جریان مدعی بازگشت به قدرت، یک بار برای همیشه مرزهای اعتقادی و سیاسی خود را از انگلیسی‌ها جدا کرده و تکلیف جامعه ایرانی را با خود روشن سازد؟ مقبول‌تر نیست که دستگاه سیاست خارجه کشورمان بر حسب وظیفه ذاتی و انقلابی خود به طرف انگلیسی هشدار داده و مقامات این کشور را به دلیل سیاست‌های مداخله‌جویانه مورد خطاب قرار دهد؟

مقاله جوان به این جا رسیده که: با توجه به سابقه انگلیسی‌ها و اقدامات مکرر آنها جهت «نفوذ در لایه‌های ارشد حاکمیت» و «مداخله در امور داخلی کشور» انتظار آن است تا دولت یازدهم رویکردی انقلابی و منطقی‌تر از خود نشان دهد.

مرز بربریت و تمدن

علی سرزعیم در مقاله ای در جهان صنعت در پاسخ این پرسش که مرز میان تمدن و بربریت کجاست نوشته مرز میان تمدن و بربریت است، قانون و قانونمداری است. انسان از وقتی پذیرفت محدودیتی به اسم قانون بر خود وضع کند، به عرصه تمدن پا نهاد. قانون قراردادی است میان ما انسان‌ها تا طبق آن بپذیریم رفتارها تنها براساس ضوابطی خاص باشد و از حالت دلبخواهی بیرون آید. یک جزء مهم قانون انحصار خشونت به نیروی انتظامی و نظامی است یعنی انسان‌ها وقتی متمدن می‌شوند که بپذیرند در تعاملات روزمره خود رفتار مدنی و به‌دور از خشونت داشته باشند و تنها کسی که حق اعمال خشونت داشته باشد، پلیس و ارتش باشد.

با این مقدمه نویسنده به ماجرایی پرداخته که به تازگی در حمله ماموران شهرداری به یک کارواش رخ داد و نوشته: اینکه کسی قانون‌شکنی کند و بدون مجوز کسب‌و‌کاری را به شکل مغازه (بخوانید کارواش) یا دستفروشی راه بیندازد، تخلف است اما رفتار متمدنانه به نحوه واکنش مقامات مسوول بستگی دارد. اینکه به خشونت و رفتارهای وحشیانه متوسل شویم تا از ساحت یک قانون دفاع کنیم امری قابل دفاع نیست.

به نوشته جهان صنعت: در قرن بیست‌ویکم جای تاسف است که شهردار، اقدامات ماموران شهرداری در قبال یک کارواش و دستفروشان را قانونی و قابل دفاع قلمداد می‌کند. گمان می‌ رود هنوز راه درازی در پیش داریم تا مفهوم قانون و انحصار خشونت محدود به نیروی انتظامی و ربط آن به مفهوم متمدن بودن در اذهان جامعه جا بیفتد.

جرعه‌ای انصاف

Image copyright Etemaad
Image caption کارتون جمال رحمتی، اعتماد

احمد شیرزاد نویسنده و رئیس کمیسیون آموزش مجلس ششم در مقاله ای در شرق نوشته: از دو هفته پیش که مرور شرح حال مجالس گذشته در صداوسیما آغاز شد، به دوستان می‌گفتم «سهراب‌کشان» این برنامه در روزهای نزدیک به انتخابات خواهد بود و منظورم از سهراب‌کشان، همان بررسی مجلس ششم بود. چون تصورم این بود که گزارشی که از مجلس ششم پخش می‌کنند، جهت‌دار خواهد بود اما واقعا فکر نمی‌کردم در تهیه این گزارش این‌قدر سهل‌انگاری شود و غیرواقعی عمل کنند و درباره یک نهاد قانونی کشور و افرادی که بسیاری از آنها در حال کار و زندگی در این کشور هستند، خلاف واقع بگویند.

این نماینده مجلس ششم افزوده: البته با همین نوع برنامه‌سازی هم باز بخش‌هایی از آنچه پخش شد، نشان می‌دهد که مجلس ششم یک مجلس زنده و پویا بود و اتفاقا چون درجهت خواسته‌های مردم عمل می‌کرد، هم صدایش در جامعه شنیده می‌شد و هم مواضعش مهم بود؛ اما نوع تنظیم و پخش این برنامه، در واقع جفا در حق مجلس ششم و نمایندگان آن بود؛ چراکه براساس روایت صداوسیما، این‌طور به نظر می‌رسید که در مجلس ششم، نمایندگان به‌جز نطق‌کردن هیچ کار دیگری نداشتند؛ درحالی‌که نطق نمایندگان بخشی از روال کار عادی همه مجالس بوده و هست.

رییس کمیسیون آموزش مجلس ششم در انتها و در جواب تهیه کنندگان سیمای جمهوری اسلامی که وی را از جمله افرادی توصیف کرده اند که از غرب برگشته اند توضیح داده که تا دو سال قبل هم هیچ سفری به خارج از کشور نداشته و سفر دو سال قبل هم برای امور علمی و پژوهشی بوده است. همین اشاره خلاف به خروج من از کشور و اقامتم در غرب، برای اثبات غیرواقعی‌بودن ادعاهای برنامه‌ای که درباره مجلس ششم از صداوسیما پخش شد، کافی است.

پلنگ صورتی در تبلیغات انتخاباتی

شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد نوشته: به نظر می‌رسد اگر وضع همین طور پیش برود باید نگاه کردن به تبلیغات برخی کاندیداهای مجلس را برای افراد زیر ١٨ سال ممنوع کرد و یک ١٨+ خیلی درشت و ناناز چسباند بالای پوسترهای تبلیغاتی‌شان. مثلا دیدیم و شنیدیم که یکی از نامزدهای انتخاباتی مجلس در یکی از استان‌ها گفته: اگر طرفدار من باشید، لوازم‌آرایشی صورتی برای خانم‌ها و قاب عینک صورتی در میان آقایان توزیع خواهم کرد. او در یک نشست خبری در توجیه این اقدام خودش گفته رنگ مورد نظر ستاد تبلیغاتی‌ام را صورتی انتخاب کرده‌ام و هر کس نمادی از این رنگ داشته باشد، یعنی طرفدار من است.

طنزنویس افزوده: من جای این بزرگوار بودم پلنگ صورتی را هم به‌عنوان نماد انتخاباتی‌ام انتخاب می‌کردم. شانس آوردیم در انتخابات قبلی طرفداران بنفش رو به استفاده کارتونی از رنگ‌شان نیاوردند وگرنه چه می‌شد؟ یک پیشنهاد دیگری هم دارم که این نامزد انتخاباتی عزیز بهتر است یک شعار انتخاباتی هم برای خودش جور کند. فقط با رنگ که نمی‌شود برنده انتخابات شد.

در پایان ستون طنز اعتماد آمده: با توجه به انتخاب رنگ هوشمندانه و تو دل برو ستاد انتخاباتی ایشان بهترین شعار برای کمپین انتخاباتی‌شان این است: پیرهن صورتی دل منو بردی/ کشتی تو منو غممو نخوردی/ بیا رحمی به حال زار ما کن/ بیا این بی‌وفایی را رها کن.

Top